محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4985
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از آنها از اين كار باز نماند مگر على بن عيسى بن ماهان كه وقتى عيسى بن موسى را ياد كرد از بيعت وى خوددارى كرد كه محمد بن سليمان او را سيلى زد و گفت : « اين كافر كيست ؟ » و به او ناسزا گفت و مىخواست گردنش را بزند كه بيعت كرد و كسان از پى همديگر بيعت كردند . گويد : مسيب بن زهير نخستين كس بود كه در بيعت استثنا آورد و عيسى بن - موسى گفت اگر چنين باشد به او ناسزا گوييد . گويد : آنگاه موسى بن مهدى به مجلس عام آمد و بقيه سرداران و سران بيعت كردند . عباس بن محمد و محمد بن سليمان سوى مكه رفتند كه با مردم آنجا بيعت كنند . در آن وقت سخنگو عباس بود ، كسان ما بين ركن و مقام براى مهدى بيعت كردند . تعدادى از مردم خاندان مهدى در اطراف مكه و اردوگاه پراكنده شدند و كسان براى وى بيعت كردند . آنگاه كار تجهيز و غسل و كفن منصور را آغاز كردند . عباس بن - محمد از خاندان وى و ربيع و زنان و تعدادى از خادمان و وابستگانش اين كار را عهده كردند هنگام نماز پسينگاه از تجهيز وى فراغت يافتند و چهره و همه پيكر او را تا رستنگاه مو با كفن پوشانيدند و سرش را به سبب احرام برهنه نهادند . آنگاه كسان خاندانش و خواص وابستگانش او را برداشتند و چنان كه واقدى گويد عيسى بن موسى در دره خوز بر او نماز كرد . به قولى آنكه بر او نماز كرد ابراهيم بن يحيى بن محمد بود . گويند : منصور در اين باب وصيت كرده بود ، از آن رو كه ابراهيم در مدينة - السلام در كار نماز جانشين وى بوده بود . محمد نوفلى گويد : ابراهيم بن يحيى در محل خيمه ها پيش از آنكه وى را بردارند بر او نماز كرد زيرا ربيع گفت : « هر كه در خلافت طمع مىدارد نبايد بر او نماز كند . » پس ابراهيم بن يحيى را مقدم داشتند كه در آن وقت جوانى نو سال بود و در قبرستانى كه كه به نزد ثنيهء مدنيان است و بدين نام شهره است و ثنيهء معلاة نيز نام دارد كه در بالاى